راهیان نور
باز سفری دیگر چند روز نیستم دلتون تنگ میشه ولی خوب به من چه !
به یادتون هستم مثل همیشه.
حق این است که در حق یکدیگر دعا کنیم .
التماس دعا


باز سفری دیگر چند روز نیستم دلتون تنگ میشه ولی خوب به من چه !
به یادتون هستم مثل همیشه.
حق این است که در حق یکدیگر دعا کنیم .
التماس دعا



سرکار خانم ملکه بریتانیا، Hello
اگر جسارت نباشد می خواستم بپرسم:
How are you todayمن یک دانشجوی جوان و نخبح ای هستم که بخاطر صواد زیاد و رطبه بالا که توی امتحان تست زنی کلاس کنکورمان اخذ کرده ام، مطمئن می باشم که بزودی با دعوت دانشگاه آکسفورد یا یکی از کالج های شهر کمبریج، در کشور قشنگ و مالامال از مهربانی شما سکونت خواهم گزید. به همین دلیل و از آنجا که به عشق مملکتان گرفتار شده ام، می خواهم تا حرف دلم را گفته و مکنونات قلبی خویش را در کمال صحت و سلامت عقل براتون بازگوکنم تا بدانید که من عاشق انگلستان و نظام حکومتی اون هستم.
من عاشق انگلستانم چون:
• انگلستان عشق من، حکومتش خیلی پیشرفته است. هنوز مثل قرون وسطی دارای ملکه و شاه اینطور چیزهاست و این خیلی خوبه.
• انگلستان عشق من، سابقه استعماری نداره و تا الان و در طول تاریخ به هیچ کشوری حمله نکرده و جائی رو اشغال نفرموده به جز چند مورد استثنائی مثل: هندوستان، ایران، عراق، افغانستان، فلسطین و . . . که زیاد هم مهم نیست.
• انگلستان عشق من، خیلی نگران مردم کشورهای دیگه هست؛ تا اوجا که براشون تلویزیون مجانی به زبان مادر ی خودشان راه می اندازه تا سرگرم بشن و سوادشون بره بالا مثل بی بی سی فارس و بی بی سی عربی.
• انگلستان عشق من، خیلی نگران دانشجوهای ایرانیه؛ تا اونجا که حتی اعتراضات و راهپیمائی های دانشجوهای خودش رو پوشش خبری نمیده اما از طرف دیگه اگر ۴ نفر یه نخ سبز به خودشون ببندن و تو دانشگاه دورآباد واحد کورآباد به مدت سه دهم ثانیه توقف کنن، بلافاصله اقدام به پوشش خبری ماجرا می کنه
البته کلی دلیل دیگه برای عشق من به انگایس عزیز وجود داره که اگه از علاقه زیاد به این کشور آفتابی!!! نمردم، حتماً براتون مینویسم.
دوستدار انگلیسی جماعت
دانشجوی باصواد
فتوکاتورهای طنز سیاسی ورزشی![]()

باید شرایط رو برای خودت آماده کنی
اولین تجربه ام از رفتن خیلی سخت بود
چند سالی طول کشید تا فراموش کردم
حالا یک سال از چند اتفاق مهم می گذرد و چند سال از یک رفتن
پارسال این موقعه در سرزمین وحی
پارسال این موقعه پاسخ اولین درخواست
۷ سال پیش همین ماه کوچ از روستا به شهر
و این ماه چند اتفاق عجیب سفرم به قم و چند خبر دیگه
حال من مانده ام و یه داستان
نمی دانم از کجا باید شروع کنم نمی دانم چه طور باید ادامه بدم حال آنکه پایانش با من نیست
باز سختی باز تکرار خاطره ها باز اشک های شبانه باز امید و باز یک رمز عبور "توکل"
خدایا صبرم بده
امیدورام اطرافیانم درکم کنند خصوصا پدر و مادر و خواهرم و برادرم
تا چند وقت پیش نمی خواستم باور کنم و حالا مجبورم به باور
اگه خودم رو آماده نکنم کم میارم می بازم
می خوام یه تصمیم بگیرم
تصمیم تصمیم تصمیم
خدایا کمکم کن
حرفایم رو فقط خودم می فهمم
خودم خودم
خدایا به من متانت عطا فرما تا آنچه را نمیتوانم تغییر دهم بپذیرم
شهامت عطا فرما تا آنچه را میتوانم. تغییر دهم
و عقل عطا فرما تا تفاوت میان این دو را تشخیص دهم
ببخشید که چند روزی پستی نداشتم آخه مسافرت بودم،کجا و چرا؟ بماند ،حکایت ها دارد شاید هدیه ی از طرف خدا پس یه شکر داره خدایا شکرت خلاصه جای همتون خالی بود
هر چی فکر کردم بعد از چند روز چه مطلبی بزارم چیزی به ذهنم نرسید. ولی خوب تو بایگانی مطالبم به مطلب رسیدم که برام جالب بود.خوندنش خالی از لطف نیست.آخه تو این سفر همراهانم اکثرا روحانی و طلبه بودند و این موضوع در چهره و اعمال اکثر دوستان به خوبی مشخص بود از گفتار اعمال و و و و
خدایا به این .........خوب بعضی چیزا نمیشه گفت باید تو شرایط بود تا فهمید.
| اخلاص به معنی «خالص كردن، ویژه كردن، ارادت صادق داشتن ...» است.[1] بر اساس این معنی، مخلص كسی است، كه طاعات عبادات و تمامی اعمال صالح خود را از هرگونه آلودگی و آمیختگی به غیر خدا خالص كرده ، انگیزه ای جز تقرّب به درگاه خدا ندارد. از این رو، فقط به او دل می بندد و تعریف و تكذیب دیگران، در نظرش یكسان است و هدف از عبادت، جلب رضایت خالق است نه كس دیگر. حضرت علی ـ علیه السلام ـ در این باره فرمود: «العباده الخالصه أن لا یرجو الرّّجل إلاّ ربَّهُ، و لا یخاف إلا ذنبه»[2] عبادت خالص آن است كه مرد جز به پروردگارش امیدوار نبوده و جز از گناه خویش نهراسد. امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: «لا یصیر العبد عبداً خالصاً لله عزََّوجلَّ حتّی یصیر المدح و الذَّمُّ عنده سواء ً...»[3] انسان، بنده خالص خدای بزرگ نمی شود تا اینكه تعریف و تكذیب (دیگران) در نظرش یكسان باشد. ارزش و اهمّیّت اخلاص اخلاص، معیار ارزش عبادت، مقامی از مقامات مقرّبان الهی و هدف دین است. هر كس آن را یافت، موهبتی الهی نصیبش گشته كه به وسیله آن به مقامات بزرگی خواهد رسید. چرا چنین نباشد، در حالی كه خداوند متعال، بندگانش را به آن امر كرده، می فرماید: «فَادْعُوا اللَّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ»[4] خدا را بخوانید، در حالی كه تنها برای او در دین اخلاص می ورزید، اگر چه كافران را ناخوش آید. در سخنان پیشوایان معصوم، تعابیر گوناگونی، از قبیل بهترین عبادت، ثمره عبادت، غایت دین، عبادت مقرّبان الهی و مانند آن دربار فضیلت اخلاص آمده است. در اهمیت اخلاص همین بس كه شرط قبولی عمل است و اگر در عملی موجود نباشد، بی هدف و بی نتیجه خواهد بود. از این رو، علی ـ علیه السلام ـ فرمود: «من لم یصحب الإخلاص عمله لم یقبل»[5] عمل هر كس كه با اخلاص همراه نباشد، قبول نمی شود. مراتب اخلاص خالص كردن و پاكیزه نمودن عمل از غیر خدا مراتبی دارد. هر چه درجه اخلاص بیشتر باشد، عمل ارزش بیشتری نزد خدا پیدا می كند، به هدف و مقصد نزدیكتر شده و شخص را زودتر به كمال مطلوب خود می رساند و هر چه درجه اخلاص كمتر باشد، به همان اندازه از ارزش عمل كاسته شده و شخص از كمال مطلوب باز می ماند و از این رهگذر درجات مؤمنان در نزد خدا متفاوت خواهد بود، چنانچه پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه و اله ـ فرمود: «بالإخلاص تتفاضل مراتب المؤمنین»[6] درجات مؤمنان به وسیله اخلاص برتری می یابد. اینك برای رعایت اختصار، سه مرتبه از مراتب اخلاص را ذكر می كنیم:[7] الف ـ خالص كردن عمل، به دلیل ترس از عذاب روز قیامت، كه گرچه عمل مخلصانه است، اما این نوع عبادت، عبادت بردگان است. ب ـ اخلاص در عمل، برای رسیدن به بهشت و آنچه در آن است مثل حورالعین، قصرهای بهشتی و مانند آن؛ كه این گونه مخلصانه عمل كردن نیز روشن اجیران است. ج ـ تصفیه عمل از هر نوع شایبه ای، اعم از طمع به بهشت، ترس از جهنم، رضای مخلوق و جلب قلوب آنها، طمع به مقاصد دنیوی و مانند آن، كه فقط منظور رضایت خداست. این مرتبه كه بالاترین مراتب اخلاص می باشد، از آن كسانی است كه غرق در محبت، عظمت و جمال الهی هستند و خدا را سزاوار پرستش یافته، عبادتش می كنند و این، عبادت آزادگان است.[8] راه های كسب اخلاص همان گونه كه ذكر شد، اخلاص، پاكیزه كردن عمل از هرگونه آلودگی به غیر خداست و انسان مخلص، در انجام عمل محرّكی غیر از خداوند ندارد، فقط قصد تقرّب به خداست كه او را به كار وا می دارد و بس. این حالت، مقام بسیار بزرگی است و كسی می تواند، به آن برسد كه غرق در محبّت خدا باشد، به حدّی كه در دلش برای محبت های دنیایی، جایی نبوده و اگر از خوراك، پوشاك، مسكن و امور مادی استفاده می كند، به خاطر لذّت بردن از آنها نباشد، بلكه به خاطر آن باشد كه نیروی بیشتری برای عبادت خدا، به دست آورد. حال چه كنیم كه به این درجه از اخلاص برسیم؟ در سخنان پیشوایان معصوم، راه هایی برای رسیدن به اخلاص بیان شده كه به اختصار ذكر می كنیم؛ الف ـ قطع طمع از غیر خدا امام باقر ـ علیه السلام ـ در این باره می فرماید: «بنده، پرستشگر واقعی خدا نمی شود، مگر آنكه از همه مخلوقات بریده و به او بپیوندد، آن گاه خداوند می فرماید: این عمل خالص برای من است و به كرمش آن را می پذیرد.»[9] ب ـ افزودن بر علم و یقین علی ـ علیه السلام ـ در این باره فرمود: «ثمره العلم إخلاص العمل»[10] اخلاص عمل، ثمره و میوه علم است. یعنی هر چه آگاهی انسان از حقایق هستی بیشتر شود و به عظمت خالق و ناچیزی خود علم پیدا كند، اخلاص او بیشتر می شود. و نیز فرمود: «اخلاص العمل من قوّه الیقین...»[11] اخلاص عمل از قوت یقین است. ج ـ كم كردن آرزوها امیر مؤمنان در این زمینه فرمود: «قلِّل الامال تخلص لك الأعمال»[12] آرزوها را كم كن، با اعمالت خالص گردد. د ـ پرهیز از گناه و هوای نفس پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه و اله ـ فرمود: «تمام الاخلاص اجتناب المحارم»[13] دوری كردن از كارهای حرام كمال اخلاص است. آثار اخلاص اخلاص، آثار ارزنده ای در سعادت انسان دارد كه برخی از آنها به شرح زیر است؛ الف ـ تقرّب به خدا حضرت علی ـ علیه السلام ـ در این باره فرمود: «تقرّب العبد إلی الله سبحانه بإخلاص نیَّته»[14] نزدیك شدن بنده به خدای سبحان به سبب خالص كردن نیت اوست. ب ـ امدادهای الهی اثر دیگر رعایت اخلاص، یاری، پشتیبانی و امدادهای الهی در زندگی فرد مخلص است. حضرت فاطمه زهرا (س) فرمود «من أصعد إلی الله خالص عبادته، أهبط الله إلیه أفضل مصلحته»[15] كسی كه عبادت خالصانه اش را به سوی خدا بالا بفرستد، خداوند بهترین مصلحتش را به سوی او فرو خواهد فرستاد. ج ـ بصیرت و حكمت از دیگر آثار رعایت اخلاص، اعطای روشن بینی، بصیرت، حكمت و معیار شناسایی حق و باطل از جانب خدا به فرد مخلص است، بگونه ای كه این اثر در تمام برخوردهای او به روشنی دیده می شود. چنانچه رسول خدا ـ صلی الله علیه و اله ـ فرمود: «ما أخلص عبد لله عزَّوجلّ أربعین صباحاً إلاّ جرت ینابیع الحكمه من قلبه علی لسانه»[16] هیچ بنده ای برای خدا چهل روز اخلاص نورزید، مگر اینكه چشمه های حكمت از قلب او، بر زبانش جاری گردید. همچنین حضرت علی ـ علیه السلام ـ فرمود: «عند تحقیق الإخلاص تستنیر البصائر»[17] همگام محقق شدن اخلاص، دیدگاهها نورانی می شوند. د ـ پیروزی و موفّقیّت موفقیت در كارها، یكی دیگر از آثار اخلاص است. علی ـ علیه السلام ـ دراین باره فرمود: «فی إخلاص النّیّات نجاح الأمور»[18] موفقیت در كارها، به خالص كردن نیتهاست. ه ـ هیبت و شوكت انسان مخلص بر اثر رعایت اخلاص، چنان هیبتی به دست می آورد كه حتی همه جنبندگان، حیوانات وحشی و پرندگان نیز از هیبت و شوكت او می هراسند، چنانچه امام صادق ـ علیه السلام ـ دراین باره فرمود: «إنّ المؤمن لیخشع له كلّ شیءٍ و یهابه كلّ شیءٍ ثمّ قال: إذا كان مخلصاً لله أخاف الله منه كلّ شیءٍ حتّی هوامّ الأرض و سباعها و طیر السّماء»[19] همانا همه چیز برای مومن خشوع می كند و او را بزرگ و باشكوه می دارد. سپس فرمود: هرگاه مومن، مخلص خدا شد خداوند همه چیز را از او می ترساند حتی جنبندگان و درندگان زمین و پرندگان آسمان را. عابدان مخلص پس از بیان آثار اخلاص، اكنون به معرفی نمونه هایی از انسانهای پاكباخته كه درون و برون خود را از هر آلودگی، پاك و مبرّا كرده اند، می پردازیم، باشد تا این راه یافتگان به عالم بقا را سرمشق و الگو قرار داده، از آنان شیوه اخلاص بیاموزیم. خدای تعالی در حدیث قدسی فرمود: «الإخلاص سرُّ من أسراری إستودعته قلب من أحببت من عبادی»[20] اخلاص، سرّی از اسرار من است كه در دل بندگان محبوب خویش به امانت نهاده ام. اگر كسی به باین مرتبه دست یافت، بزرگترین نعمت الهی نصیبش شده است گویند: «روزی سید بحرالعلوم (ره) را شاگردانش خندان و متبسّم دیدند. سبب پرسیدند در پاسخ گفت: پس از بیست و پنج سال مجاهدت، اكنون كه در خود نگریستم، دیدم دیگر اعمالم ریایی نیست و توانستهام به رفع آن موفّق گردم.»[21] در مورد امام خمینی قرس سرّه گفته اند: «از روز جوانی كه به مقام اجتهاد رسید، تا روزی كه بر كرسی قیادت و امامت نشست در راه شناساندن خود و به دست آوردن مقام و مسند، كوچكترین گامی برنداشت.»[22] هر كه با خدا باشد، خدا همراه اوست. این عظمت و قدرت و شوكتی كه امام خمینی (ره) در دنیا كسب كرده، نه به خاطر تلاش برای خودش بود، بلكه این نتیجه اخلاص، سعی و تلاش برای انجام فرمان خدا بود كه او را به آن مرتبه و مقام رساند. «درباره میرزای بزرگ شیرازی نقل شده هنگامی كه شاگردان شیخ انصاری پس از درگذشت شیخ با اصرار فراوان میرزا را وادار به قبول این مسؤولیت كردند. قطرات اشك بر گونه و ریش مباركش جاری شد و سوگند یاد كرد كه هرگز به ذهنم خطور نكرده بود كه روزی این مسؤولیت عظیم بر دوشم می آید.»[23] درباره فرزند وحید بهبهانی كه نامش عبدالحسین بود نوشته اند: «در كربلا متولد شده خدمت پدرش علوم دینی و شرعی را تحصیل كرد و در عصر آن مرحوم مرجع مردم در مسائل شرعی شد. وحید بهبهانی اجازه مبسوط به ایشان داد و مردم را به رجوع و استفتا از خدمتش حكم فرمود. پس از رحلت پدر، مردم، علما و مؤمنین از او خواهش كردند كه به جای آقا نماز بخواند. پس از اصرار، چند روزی مشغول امامت شد و مأمومین فراوانی حاضر می شدند پس از دو ماه، دیگر نیامد و گفت: امامت مقامی است عظیم و تحمّل آن بر من مشكل است و با آن زهد و تقوا، كناره گرفت.»[24] [1] . لغت نامه دهخدا، ذیل لغت اخلاص. [2] . شرح غرر الحكم، ج 2، صفحه 144. [3] . بحارالانوار، ج 73، صفحه 294. [4] . غافر (40)، آیه 14. [5] . شرح غررالحكم، ج 5، صفحه 418. [6] . همان، ج 3، صفحه 217. [7] . ر. ك: جامع السعادات، ج 2، صفحه 402، داوری؛ پرواز در ملكوت، ج 2، صفحه 80 ـ 81. [8] . ر. ك، بحارالانوار، ج 70، صفحه 255. [9] . مستدرك الوسائل، ج 1، صفحه 101، آل البیت. [10] . شرح غررالحكم، ج 3، صفحه 332. [11] . همان، ج 1، صفحه 343. [12] . شرح غررالحكم، ج 4، صفحه 511. [13] . میزان الحكمه، ج 3، صفحه 63. [14] . همان، صفحه 279. [15] . بحارالانوار، ج 71، صفحه 184. [16] . همان، ج 70، صفحه 243. [17] . شرح غررالحكم، ج 4، صفحه 315. [18] . همان، صفحه 407. [19] . بحارالانوار، ج 70، صفحه 248. [20] . مستدرك الوسائل، ج 1، صفحه 101. [21] . سیمای فرزانگان، ج 3، صفحه 122. [22] . سیمای فرزانگان، ج 3، صفحه 133. [23] . همان، صفحه 135. [24] . ر.ك: همان، صفحه 146. |
| علي اصغر الهامي نيا- غلامعباس طاهر زاده - اخلاق عبادي، ص43 |
امروز مثل شب های دیگر نیستم استرس و آشوب عجیبی دارم بیقرارم بی حوصله ام به هم ریخته ام
خیلی بده که هر چی تلاش می کنم دلیلش رو پیدا نمی کنم.این جور موقعه ها.........
یک شبی مجنون نمازش راشکست
بی وضو در کوچه لیلا نشست
عشق آن شب مست مستش کرده بود
فارغ از جام الستش کرده بود
سجده ای زد برلب درگاه او
پر زلیلا شد دل پر آه او
گفت یارب از چه خوارم کرده ای
بر صلیب عشق دارم کرده ای
جام لیلا را به دستم داده ای
وندر این بازی شکستم داده ای
نشتر عشقش به جانم می زنی
دردم از لیلاست آنم می زنی
خسته ام زین عشق، دل خونم مکن
من که مجنونم تو مجنونم مکن
مرد این بازیچه دیگر نیستم
این تو و لیلای تو ... من نیستم
گفت: ای دیوانه لیلایت منم
در رگ پیدا و پنهانت منم
سال ها با جور لیلا ساختی
من کنارت بودم و نشناختی
عشق لیلا در دلت انداختم
صد قمار عشق یک جا باختم
کردمت آوارهء صحرا نشد
گفتم عاقل می شوی اما نشد
سوختم در حسرت یک یا ربت
غیر لیلا برنیامد از لبت
روز و شب او را صدا کردی ولی
دیدم امشب با منی گفتم بلی
مطمئن بودم به من سر میزنی
در حریم خانه ام در میزنی
حال این لیلا که خوارت کرده بود
درس عشقش بی قرارت کرده بود
مرد راهش باش تا شاهت کنم
صد چو لیلا کشته در راهت کنم
روز مهندس رو به خودم ،دوستان مهندسم و جامعه ی مهندسین تبریک می گم.
هر چند ..........![]()
.jpg)
گزارش پایگاه اطلاع رسانی جبهه متحد اصولگرایان، پس از بررسی های مختلف، فهرست نهایی نامزدهای جبهه متحد اصولگرایان در حوزه های مختلف انتخابیه استان یزد مشخص شد.
بر این اساس محمدصالح جوکار در حوزه انتخابیه یزد و صدوق برگزیده شد.
همچنین، در حوزه انتخابیه نفت و میبد سید جلال الدین یحیی زاده و در حوزه انتخابیه اردكان حسین کلانتری معرفی شده است.
شایان ذکر است شورای مرکزی جبهه متحد اصولگرایان به منظور حفظ وحدت اصولگرایان و همچنین ایجاد زمینه مشارکت گسترده و نیز رقابت مطلوب در حوزه انتخابیه بافق و مهریز و ابرکوه و خاتم نامزدی را معرفی نمی نماید.
|
مرتضی آقاتهرانی |
تهران |
|
روح ا... حسینیان |
تهران |
|
غلامعلی حداد عادل |
تهران |
|
علی اصغر زارعی |
تهران |
|
قاسم روانبخش |
تهران |
|
محمد سلیمانی |
تهران |
|
سید محمود نبویان |
تهران |
|
محمد ناصر سقای بی ریا |
تهران |
|
مهدی کوچک زاده |
تهران |
|
حمید رضا رسائی |
تهران |
|
سید مسعود میرکاظمی |
تهران |
|
اسماعیل کوثری |
تهران |
|
حسن حمیدزاده |
تهران |
|
بیژن نوباوه |
تهران |
|
سید مهدی هاشمی |
تهران |
|
فاطمه آلیا |
تهران |
|
زهره طبیب زاده نوری |
تهران |
|
زهره سادات لاجوردی |
تهران |
|
بتول نامجو |
تهران |
|
علی خطیبی شریفیه |
تهران |
|
محمد حسین استاد آقا |
تهران |
|
محمد اسماعیل کفایتی |
تهران |
|
محمد جمال خلیلیان اشکذری |
تهران |
|
سید علی رضا مرندی |
تهران |
|
حسین طلا |
تهران |
|
محمد مهدی باباپور گل افشانی |
تهران |
|
علی رضا صفار زاده |
تهران |
|
محمود دهقانی |
تهران |
|
جواد محمدی |
تهران |
|
فرهاد جوانمردی |
تهران |
|
فرهاد بشیری |
پاکدشت |
|
حجت الاسلام حسن نوروزی |
رباط کریم |
|
علی علی بابایی |
شهریار |
۱-سید علی اکبر آرامون
۲-محمد رضا ابوئی مهریزی
۳-علی پور حاجی آبادی
۴-علیرضا سلیمانی
۵-شهاب ترابیان
۶-عباسغلی ثقیفی
۷-مهدی جان محمدی
۸-محمد صالح جوکار
۹-سید ابراهیم حسینی
۱۰-سید محمد مهدی طباطبایی
۱۱-مجید عبدالحسینی زاده
۱۲-محمد مهدی فقیه خراسانی
۱۳-محمد قانع
۱۴-محمد محمودی هاشمی
۱۵- محمود کیان آرا
۱۶-سید کاظم وزیری هامانه
۱۷-سید محمود وزیری
۱۸-محبوبه عزیزی
۱۹-اعظم گلابگیران
از نامزدها ی بالا آقایان
محمد صالح جوکار با حمایت دکتر فروزانیان
و سید کاظم وزیری هامانه با حمایت خانه کارگر یزد
و محمد مهدی فقیه خراسانی با حمایت بازاریان یزد و سوابق خانوادگی
از شانس بیشتری برای کسب کرسی مجلس برخوردار هستن.

چقدر در مورد ننه علی می دانید؟
ننه رفت. علی به آرزویش رسید، ننه تقدیر و سرنوشت دیگر تمام شد، ننه به علیاش رسید، ننه بهشتیان انتظارشان به سر آمد، ننه! علی را میگویم، تنها علی منتظرت نبود بلکه شهیدان این مرز و بوم اسمشان همه علی بود و در بهشت به انتظار دیدنت صف کشیدند.
ننه یدالله، اصغر، اکبر، حبیب، مظاهر حتی آن شهید مسیحی ارامنه را میگویم «ویگن کاراپیدی» اسمشان علی است ننه خودت گفتی پنجشنبهها که بر سر مزار دلبندت میماندی خواب دیدی که علی ناراحت است و همه شهیدان را به زیارت امام رضا(ع) میبرند اما علیها را نمیبرند که چرا تو بر سر مزارشان هستی.
از این به بعد پنجشنبهها در آلونک را قفل میکردی و به خانه دخترت میرفتی. ننه اما علیهای این مرز و بوم در دنیای بدون تو ننه خود را از دست دادند.
ننه چه سعادتی میبرند بهشتیان از دیدارت، نمیدانم چه کسی و چگونه به شما خبر رساند که علی شهید شد، نمیدانم در آن لحظه چگونه به نبود علی میاندیشیدی.
علی تو برای آرمانی که داشت رفت با این که میدانست دل مادرش به دل خودش قفل شده است و در جواب خواهر که میگفت: علی نرو، مادر بدون تو نمیتواند زندگی کند. میگفت: خواهر به خدا توکل کن. به خدا توکل کرد و رفت و ننه 34 سال علی را نداشت. 34 سال تنها با یاد علی، خاطره علی، حسرت دیدار علی زندگی کرد.
ننه، جهان با همه عظمتش در نگاه علی تو خلاصه میشود. آخ ننه آفتاب بدون علی تو برای چه کسی میتابد؟ مهتاب بدون علی تو برای کی میخندید؟ بهار برای چه کسی میآمد؟ چرا بدون علی برفها نرم نرمک آب میشوند؟
ننه تو بودی و آلونک و علی که هر روز کنارش بودی 4 فصل سال بیایند و به ترتیب بروند. من علی را دارم بگو جهان و مردمانش قصر بسازند! من آلونک علیام را دارم. آلونک من اگر در گوشه بهشتزهرا باشد، فرش و مبلمان نداشته باشد، رنگ و روغن نیز، زمستان گرم باشد یا نباشد، تابستان خنک نیز، اما من علیام را دارم. علی من زیر خروارها خاک خفته باشد اما قلب من به نام علی میتپد قلب همه مادرها به نام بچه میتپد چقدر زحمت کشیدم تا بزرگت کردم و چه آرزوها داشتم. باید دامادت میکردم. آخ اگر علی. علی رفتی خدا به همراهت باید میرفتی تا علیها دیگر مغرورانه بر خاک ایران قدم بزنند.
ننه حتما ننههای دیگر نیز از تو التماس دعا داشتند به برکت حضور 20 سالهات بر سر قبر فرزندت دعا کنی که گمگشته آنان نیز به خانه برگردند. ننه میدانی از کی سخن میگویم؟ ننه صغرا را میگویم دو پسرش را به یتیمی بزرگ کرد، بزرگه شهید مفقودالاثر شد؛ برای دومی زود زن گرفت و یک هفته بعد از عروسیاش، دوستان رزمندهاش که برای علمیاتی به جبهه میرفتند برای خداحافظی نزد او آمدند همراه شد شهید و مفقودالاثر شد حالا هر زمان زنگ خانه یا تلفن میخورد فکر میکند علیهای او هستند که برگشتند.
------------------------------
نویسنده، رحمت رمضانی
این نیز یکی از زیباترین نقاشیهای صفحهی پُرکار و اعجاز گونهی هشت سال دفاع مقدس است. هم راوی و هم نویسنده حقاً در هنرمندی، سنگ تمام گذاشتهاند. آمیختگی این خاطرات به طنز و شیرینزبانی که از قریحهی ذاتی راوی برخاسته و با هنرمندی و نازکاندیشیِ نویسنده، به خوبی و پختگی در متن جا گرفته است، و نیز صراحت و جرأت راوی در بیان گوشههائی که عادتاً در بیان خاطرهها نگفته میماند، از ویژگیهای برجستهی این کتاب است. تنها نقصی که به نظر رسید نپرداختن به نقش فداکارانهی همسری است که تلخیها و دشواریهای زندگی با رزمندهئی یکدنده و مجروح و شلوغ را به جان خریده و داوطلبانه همراهی دشوار و البته پر اَجر با او را پذیرفته است.
ساعات خوش و با صفائی را در مقاطع پیش از خواب با این کتاب گذراندم والحمدلله
90/10/20»

«نورالدین پسر ایران»کتاب خاطرات سید نورالدین عافی است؛ پسری شانزده ساله از اهالی روستای خنجان در حوالی تبریز در آذربایجان شرقی که حضور دفاع مقدس را در گردانهای خطشکن لشکر 31 عاشورا به عنوان نیروی آزاد، غواص و فرمانده دسته و در جبهههای مختلف تجربه کرده و بارها مجروح شده است. نورالدین نزدیک به هشتاد ماه از دوران جنگ تحمیلی را علیرغم جراحات سنگین و شهادت برادر کوچکترش سید صادق در برابر چشمانش در جبهه ماند و در عملیاتهای متعددی حضور داشت و جانباز هفتاد درصد دفاع مقدس است.