قیامت

 

خلیفه هارون الرشید بسیارسعی میکرد بهلول را به مسخره بگیرد و در هرفرصتی که پیش میامد  این کار را میکرد، در عوض بهلول نیز با تیز هوشی خارق العاده ای که داشت ،جوابهای دندان شکنی به خلیفه میداد. روزی خلیفه در دعوت خاص خود با همسرمحبوبه اش زبیده خاتون نشسته بود،غلامی بدنبال بهلول فرستاد.

 بهلول وارد شده سلام کرد، خلیفه پس از جواب سلام دستور نشستن داده وبلا فاصله از بهلول پرسید:

 بهلول، بگو به بینم، روز قیامت چه موقع است؟

 بهلول گفت: جناب خلیفه، ما دو روز قیامت داریم، یکی اصغر و دیگری اکبر. شما کدام یک را میخواهید بدانید؟

 خلیفه گفت: یعنی چه ؟ اصغر کدام است و اکبر کدام؟

 بهلول گفت: اگرزبیده خاتون بمیرد، قیامت اصغر است، و اگرحضرت خلیفه دُم سیخ کند، قیامت اکبر میشود

بدگوی علیه امام خامنه ی

پایگاه صالحات - آیت الله احدی : 

مقام معظم رهبری - عزیز ما - معمولاً می آمدند خدمت جناب آقای بهجت ، دو تایی با هم خیلی نشست داشتند .

یک مرتبه در حال بازگشت از فرودگاه بودم ، یک پیرمرد بزرگوار محاسن سفید معمم روحانی را دیدم کنار جاده ایستاده ، ایشان را سوار اتومبیل کردیم . بعد دیدم انسان بسیار با فضلی است ، این پیرمرد بزرگوار نقل می کرد :

خدمت آیت الله بهجت بودم ، آقایی از علمای تبریز آمد و علیه آقای خامنه ای صحبت هایی کرد و یک سری گزارشاتی داد .

- فکر کرد چون آقای بهجت عارف است و ساکت و سیاسی حرف نمی زند ، پس نسبت به آقای خامنه ای بدبین است -

یک مرتبه آقای بهجت که مشغول ذکر بود از جا بلند شد و گفت :

خودش عُرضه اداره کردن خانواده را ندارد ، حالا علیه این سید بزرگوار که جهان اسلام را دارند اداره می کنند حرف میزند .

بعد از جا بلند شدند و در را بست و رفت به اطاق دیگر .

بنده غافلگیر شدم .

خوب ببینید عارف اینچنین حرف میزنه ، عالم اینجوری حرف میزنه ، بلده .

و لذا تنها جایی که آقای خامنه ای به خودش تسلیت گفت در مرگ آیت الله بهجت بود .

(مصاحبه اختصاصی پایگاه صالحات با آیت الله احدی)

دانلود فایل صوتی : 1.2 مگابایت

شيطان شناسي

شيطان شناسي

براستي كه انسان براي راهيابي به سعادت و نجات از شقاوت ابدي راهي سخت در پيش رو دارد. اما دشمن انسان تنها ابليس و فرزندان او نيست بلكه خواطر نفساني فيزيكي ديگر از اعداء وجود بشرند.
با اين تفاوت كه نفس تنها از يك راه وارد مي شود و شيطان از راههاي مختلف بر انسان غلبه مي كند. از يك راه نشد از راه ديگر.
هواي نفساني بعد از گناهي كه انسان مرتكب مي شود به وجود مي آيد. عادت به گناه مي كند نفس لوامه تضعيف مي شود و وسوسه هاي شيطاني قبل از گناه وارد شده و معمولا شروع كننده گناه شيطان است.
شيطان كارش را گاهي به صورت تدريجي شروع مي كند و اگر از ابتداء جلو پيشروي او گرفته نشود به گامهاي بعدي مي رسد.
بايد اين را هميشه به ياد داشت كه او قسم ياد كرد كه انسان را اغوا كند همه نوع بشر را جز مخلصين كه شيطان بر آنان تسلطي ندارد. چنانچه پيامبر فرمودند: من شيطانم را مسلم و مطيع و منقاد خود كرده ام.
و يا حضرت سليمان شياطين را در قصر به كارهاي سخت مثل نظافت- غواصي- بنايي و غيره واداشت.

نام هاي شيطان و فرزندان او :

به طور كلي مي توان شش نام براي شيطان گفت :
اول: شيطان- دوم : ابليس- سوم : حارث يا حرث- چهارم : خناس- پنجم : ابامره - ششم : عزازيل (اين نام قبل از طرد شدن و رانده شدن از درگاه احديت جل و علا متعلق به او بوده است.)
فرزندان شيطان كه هر يك نامي دارند و هر يك گروه هاي خود را براي گمراهي نوع بشر هدايت و راهنمايي مي كنند به ترتيب زير هستند.
اول : زوال- براي شركت در نكاح و آميزش حرام
- قفندر : هر كس چهل روز در خانه اش طنبور نوازد و غيرت را از آن خانه ببرد.
- رها : مانع بيدار شدن براي نماز شب
- متكون : به صورتهاي مختلف ظاهر مي شود براي فريب انسان ها
- مذهب : به هر شكلي در مي آيد جز پيامبران و امامان عليهم السلام
- ولهان : وسواس هنگام وضو برمي انگيزد
- اعوذ : صاحب زنا
- مبسوط : صاحب دروغ
- خناس : وعده مي دهد و آرزومند مي كند و استغفار را از ياد مي برد.
و خود ابليس كه اعمال زشت انسان را در نظرش زيبا جلوه مي دهد.

اندرزهاي شيطان :

در روايات آمده كه شيطان تا زمان حضرت يحيي بن زكريا عليهم السلام بر پيامبران وارد مي شده و با آنان سخن مي گفته است و بعد از آن نيامد.
بعد از طوفان نوح و نفرين حضرت نوح علي نبينا و آله و عليه السلام كه درخواست كرد هيچ دياري از ستمگران در روي زمين باقي نماند ، شيطان به نزد نوح آمد گفت نوح تو حقي به گردن من داري كه در ازاي آن حق ترا نصيحتي مي كنم ، نوح فرمود به خدا پناه مي برم كه حقي بر تو داشته باشم. شيطان گفت ، براي مدتي كه اين مومنين فرزنداني بياورند من به استراحت مي پردازم. زيرا آنان مخلصين هستند و اكنون همه كفار هم از دنيا رفته اند. نوح فرمود نصيحتت چيست ؟
شيطان گفت : مرا در سه جا ياد كن و بدان در اين سه جا من حتما حضور دارم.
اول : هنگامي كه مرد بيگانه اي با زني بيگانه با هم خلوت كرده اند من سومين آنها هستم.
دوم : هنگام خشم
سوم : به هنگام قضاوت

حضرت موسي علي نبينا و آله و عليه السلام به شيطان فرمود :
مرا آگاه كن از گناهي كه چون آدميزاد مرتكب شود بر او مسلط شوي
شيطان گفت : هنگامي كه او از خودش خوشش بيايد و عملش را زياد شمارد و گناهش در نظرش كوچك افتد.

در داستان هايي كه در مورد اغواي شيطان و ياران او آمده است مي بينيم كه شيطان به هيچ عنوان از هلاكت انسان دست نمي كشد و خيلي مواقع بزرگان عابدي مانند برصيصاي عابد كه از راه شهوت و زن او را گمراه كرد. قارون عابد بني اسرائيل كه او را از راه توجه به دنيا و جمع مال گمراه نمود و سامري كه از راه شهرت و توجه مردم به خود ، به ضلالت كشاند، و يا عابد بني اسراييل از راه توبه و تقرب بيشتر به حق تعالي او را از راه حق منحرف كرد همه نمايانگر اين مطلب است كه هميشه شيطان ها راههايي را انتخاب مي كنند كه ضعف انسان در آن است.

كارهاي شيطان :

- وسوسه : فوسوس اليه الشيطان قال يا آدم هل ادلك علي شجره الخلد (طه 120)
بعد از اخراج حضرت آدم از باغ بهشت خداوند از او سؤال مي كند چرا گول شيطان را خوردي آدم عرض مي كند چون او قسم به خدا ياد كرد گمان نمي كردم كسي به خدا قسم ياد كند و دروغ بگويد.
- زينت دادن گناه : لازينن لهم في الارض و لاغوينهم اجمعين (حجر 39)
- دزدي ايمان و خراب كردن عمل- نزغ و فسادانگيزي
- وعده دادن به انسان : «ما كان لي عليكم من سلطان الا ان دعوتكم فاستجبتم لي» (ابراهيم- 22)
- مشاركت در اموال و اولاد : «و مشاركهم في الاموال و الاولاد» (اسراء 65)
- نجواي شيطان كه حواس انسان را به سوي خود جلب مي كند «انما النجوي من الشيطان ليحزن الذين آمنوا (مجادله- 10)
- امر به فحشاء و منكر : دشمني بين مردم با قمار و شراب- هجوم در وقت احتضار

دام هاي شيطان :

شهوات نفساني - لذات دنيوي - عبادت، هواپرستي - زنان (جنسیت و جذابیت های زن ؛ نه خود وجود زن) - دام براي قضا كردن نماز - لذيذ نشان دادن خواب تا نماز فوت شود - تفرقه

گام هاي شيطان :

گام اول : معاشرت و دوستي با آلودگان
گام دوم : شركت در مجالس آنان
گام سوم : فكر گناه
گام چهارم : ارتكاب مصاديق مشكوك و شبهات
گام پنجم : انجام گناهان كوچك
گام ششم : مراحل ارتكاب كبائر و...
مي بينيم كه شيطان گام به گام و مرحله به مرحله پيش مي آيد تا جايي كه به قول حضرت امام محمد باقر عليه السلام هيچ نقطه سفيدي در لوح دل انسان باقي نماند.

راه هاي مبارزه :

- نماز و صبر : اي كساني كه ايمان داريد به وسيله صبر و نماز كمك بجوييد.
- توبه : مگر كسي كه توبه كند و ايمان آورد و عمل صالح به جاي آورد پس خدا بدي هاي آنان را به نيكي تبديل كند كه خداوند آمرزنده مهربان است. (فرقان/ 7)
- انجام عمل نيك : بدرستي كه نيكي ها بديها را از بين مي برد.
- ذكر و ياد خدا : «فاذكرواني اذكركم واشكروالي ولاتكفرون»
- توسلات : كه چه كسي مي تواند دستگير انسان شود جز همان هايي كه خداوند براي هدايت بشر و مبارزه با شيطان برايمان فرستاده آن گروه مخلص كه شياطين وجودشان را به تسخير خود درآورده اند.
- تفكر و تعقل : گروه هايي كه به دام شيطان افتاده اند همگي كساني بودند كه از قواي ادراكي خويش و عقل خداداد خود استفاده نكرده اند. «لهم آذان لايسمعون بها و لهم اعين لايبصرون بها و لهم قلوب لايفقهون بها»

در آخر از خداي مي خواهيم كه ما را از شر هواهاي نفساني و نواجس شيطاني در پناه خود ايمن دارد و دست ما را از توسل به ريسمان محكم ولايت، محبت اهل بيت جدا نكند و همواره ما را به ياد خود و با عنايت حضرتش از زمره ابرار و نيكان قرار داده، عاقبت ما را نيكو گرداند و در گروه صالحان و محبان حضرات معصومين عليهم السلام محشور گرداند.

-----------------------------------------------------------------------------------------

کعبه ی دل مسکن شیطان مکن      پاک کن این خانه که جای خداست

-----------------------------------------------------------------------------

فحاشی روحانی افغانی در شبکه‌ماهواره‌ای‌اهل‌بیت!

فعالیتهای مشکوک و تفرقه افکنانه یک شبکه ماهواره ایی مدعی ترویج تشیع همچنان ادامه دارد.
این کانال ماهواره ایی که متاسفانه از نام مقدس اهل بیت سو استفاده کرده است ،به بهانه ترویج تشیع ، زشت ترین توهین ها را به برادران اهل سنت و مقدسات ایشان وارد می کند.
شدت و زشتی این توهینها به حدی است که بازگو کردن بعضی از آنها امکان پذیر نبوده و جاری شدن آنها بر زبان گرداننده این شبکه نیز جای تعجب دارد.
نکته جالب توجه در برنامه های شبکه مذکور، پخش آن از آمریکا و اداره آن توسط یک روحانی نمای جوان افغانی که بعضا در برنامه ها آیت الله نامیده می شود، می باشد.


بنابراین گزارش ، وجه بارز در برنامه های این کانال ماهواره ایی، ایجاد تفرقه و خط کشی بین اهل سنت و شیعه بوده که این امر حتی در نحوه برقراری تماس تلفنی بینندگان نیز مشهود است، بطوریکه یک خط تلفن برای اهل سنت و یکی برای شیعیان مورد استفاده قرار می گیرد.
این شبکه که در بدو تاسیس از حمایت بعضی از مراجع تقلید برخوردار بود،بتدریج با آشکار شدن ماهیت آن، این حمایتها را از دست داد و حتی سال گذشته دفتر آن در قم بدستور مراجع قضایی بسته شد و حسابهای آن در داخل کشور نیز مسدود گردید.
گفته می شود یکی از دلایل بسته شدن دفتر این شبکه محرز شدن ارتباط گرداننده آن با سرویسهای اطلاعاتی بیگانه بوده است.
گفتی است ، سال گذشته در پی توهین یک شبکه دیگر مدعی ترویج تشیع به همسر نبی مکرم اسلام(ص)، موجی از تبلیغات ضد تشیع و ضد جمهوری اسلامی ایران در رسانه های کشورهای منطقه براه افتاد و سبب بهره برداری دشمنان به بهترین نحو گردید.
در پی این اقدام، مقام معظم رهبری با شناخت دقیق طرح و برنامه دشمن با صدور فتوای تاریخی خود، توهین به مقدسات اهل سنت و همسران نبی مکرم(ص) اسلام را حرام اعلام کردند.

لبخند آیت الله بهجت از مقابل مردم تا قبر + تصویر

لبخند آیت الله بهجت

 

 

لبخند آیت الله بهجت

 

 

لبخند آیت الله بهجت

 

 

لبخند آیت الله بهجت

 

روحش شاد و یادش گرامی باد.

قرآن اهدایی وزارت ارشاد با نماد فراماسونری+ عکس

قرآنی توسط انتشارات دارالعلم قم در سال ۱۳۸۹ منتشر شده است که طرح روی جلد آن

شبیه ستاره داوود است!

به گزارش تریبون، این قرآن که در چاپخانه‌ی شرکت چاپ قدس منتشر شده است اخیراً نیز
تعدادی از آن توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به دانشگاه تهران اهدا شده است.

ستاره داوود بخش اصلی پرچم رژیم صهیونیستی است و از نمادهای فراماسونری

محسوب می‌شود .

چقدر جای تاسف داره !؟

نماد پرچم رژیم صهیونیستی که بارها  توسط مسلمین و مظلومین جهان به آتش کشیده

 شده را حالا روی بهترین کتاب رهنمای بشریت و معجزه ی جاویدان آخرین پیامبر و کتاب

مقدس مسلمانان جای گرفته . چقدر جای تاسف داره !؟

http://evilinthedarkness.persiangig.com/evilinthedarkness/israel_flag.jpg

 

 
 
 

«ارزان»

چه کسی می گوید که گرانی شده است؟

دوره ارزانی است!!

چه شرافت ارزان، تن عریان ارزان

آبرو قیمت یک تکه نان

و دروغ از همه چیز ارزان تر

و چه تخفیف بزرگی خورده است قیمت هر انسان

ای دریغا که همه مزرعه دلها را

علف هرزه کین پوشانده است

و همه مردم شهر

بانگ برداشته اند، که چرا سیمان نیست

و کسی فکر نکرد که چرا ایمان نیست

                       و زمانی شده است که به غیر از انسان هیچ چیز ارزان نیست.  

شهدا درخاک خود هم غریبند!/عکس

هفته گذشته مردم قزوین شاهد تخریب قبور شهدا و اموات مدفون در حیاط حرم حسین ابن علی ابن موسی الرضا (علیه السلام) بودند و این بسی جای تأسف است که عده ای به قبور مؤمنین دست درازی می کنند و عده ای سکوت ، سکوت و سکوت ...


شهدا درخاک خود هم غریبند!/عکس

انالله و انا الیه راجعون. تسلیت باد بر مردم شهـــــید پرور، هتک حرمــــتی دیــگر.اهانت به مزار و استخوان های شهدا در امام زاده حسین(ع) قزوین.

مگر همین چند روز پیش ندیدید مردم ما با چه شور و احترامی شهدا را تشییع کردند؟ چه شد که یادتان رفت این مردم شهید پرورند؟ چه شد یادتان رفت این شهدا حرمت دارند؟ چرا باور نکردید بین این ملت و شهدایشان رازها و درد دل هایی است . دید و بازدیدها با هم دارند . جوان و پیر متوسل می شوند به همین استخوان هایی که شما حرمتشان را نگه نداشتید، نوروز ما خاکیان به دیدن شهدا می رویم و شهدای مفقودالاثر با رخ نمایاندن، بازدید می آیند و استقبال زیبایی از آنها می شود!

شنیدیم مردم مخلص قزوین در صحن امام زاده حسین ابن علی ابن موسی الرضا(ع) با صحنه ای باور نکردنی روبرو شده اند. یکی از شاهدان چنین نقل کرد :

جلسه ای از طرف بنیاد شهید در سالن اجتماعات مزار شهدا در حال برگزاری بود.قبل از پایان مراسم حراست بنیاد خواستار قطع مراسم شد و اعلام کردند به سرعت به سمت امامزاده بروید. وقتی به حیاط امامزاده رسیدیم صحنه هایی بسیار تکان دهنده و وحشتناک دیدیم. قبور ویران شده و استخوان های بیرون آمده از داخل قبرها که نظم خاصی نداشته و مشخص نبود متعلق به قبر چه کسی است همه را حیران کرده بود؛ چنین برخوردی با مزار شهدا...با قبور مسلمانان... قابل باور نبود...

هیچ کس نمی دانست چه کار می توان کرد، یکی به مجلس زنگ زد، یکی به صدا وسیما، یکی استانداری، یکی فرمانداری...در همین اثنا عوامل تخریب قبور صحنه را ترک کرده و به اتاق گوشه صحن پناه بردند...

وقتی که ما رسیدیم بولدوزر عمل گودبرداری به عمق حدود2متر را انجام داده و ماشین خاوری در حال جمع آوری خاکها بود. در صحنه ای که پیش چشممان بود بخشی از استخوان ها را بدون اینکه هویتشان مشخص باشد داخل کیسه های مشکی ریخته بودند .

در آن صحنه تعدادی از فرزندان شهدا از جمله فرزند شهید مهدی و فرزند شهید برجی را نیز دیدیم که لباس های خاکیشان نشان از درگیر شدن با متصدیان امر بود.

شنیدیم مسئولین اعلام کرده اند فقط 3 یا 6 تا از قبور شهدا آسیب دیده در حالیکه استخوان هایی که مابه چشم خود در کیسه ها و زیر عجزها دیدیم بیش از این تعداد بود و از آنجایی که سالهای درازی است از اموات کسی در این مکان دفن نمی شود اغلب قریب به اتفاق این استخوان ها باید مربوط به شهدا باشد.

شهدا درخاک خود هم غریبند!/عکس

همه منقلب شده بودند. هیچ کس نمی دانست چه کار می توان کرد، یکی به مجلس زنگ زد، یکی به صدا وسیما، یکی استانداری، یکی فرمانداری...در همین اثنا عوامل تخریب قبور صحنه را ترک کرده و به اتاق گوشه صحن پناه بردند. دقایقی نگذشت که پلیس 110 به محل وارد شد. پلیس ابتدا خواست استخوان ها را جمع آوری کند که با اعتراض خانواده شهدا مواجه گردید سپس گفتند کسی به استخوان ها دست نزند تا قضیه به درستی پیگیری شود.

با تماس های دوستان، مسئولین مختلف در محل حاضر شدند و ماجرا را با چشمان خود نظاره کردند...

از صدا و سیما، چند تا از خبرگزاری ها نیز افرادی خود را به محل رسانده بودند.

حال حاضران دگرگون شده بود، پدر شهید عابدی را می دیدیم که استخوان جمجمه ای را در دست گرفته و با آن نجوا می کند سپس شنیدیم مسئولین را خطاب قرار داده و گفت شما که هر سال از جبهه های جنگ استخوان های شهدا را به نقاط مختلف کشور می فرستید و آنها را در شهرهای مختلف دفن می کنید، آیا این استخوان ها با آن استخوان ها فرقی دارند؟ چرا با شهدای ما اینگونه رفتار می کنید؟

شهدا درخاک خود هم غریبند!/عکس

ظاهراً این اتفاق در روزهای پیش نیز تکرار شده بود چرا که از جانباز گرانقدری شنیدم که می گفت: وقتی چند روز پیش در زمان سالگرد آیت الله شالی به صحن امام زاده حسین رسیدم با صحنه تکان دهنده تخریب قبور مواجه شدم. دوستم از صحنه فیلمبرداری کرد ولی وقتی مسئولین حاضر در آنجا متوجه شدند مجبورمان کردند که فیلم ها را پاک کنیم.

ما از مسئولین اوقاف سؤال می کنیم که چه توجیهی برای این حادثه فجیع دارند؟ از کارمندان بنیاد که شبانه روز در محل حضور دارند و از هیئت امنای امام زاده می پرسیم که آیا پیش از اینها نمی توانستند از رخداد چنین حادثه ای جلوگیری کنند؟

متأسفانه از دوستان شنیدیم پس از پراکنده شدن مردم استخوان ها داخل کیسه های مشکی به پشت مزار شهدا، قسمتی که مربوط به برگزاری نمایشگاهها است منتقل شده و از آن پس کسی آنها را ندیده.

مسئولین گفته اند ما فیلم و عکس از قبر شهدا گرفته ایم و قرار است سنگهای گران قیمت خریداری شده برای قبور را به جای سنگهای قبلی بگذاریم. آیا قرار است استخوان های در هم شده ای که نمی دانیم در حال حاضر کجا هستند داخل قبور قرار بگیرند یا اینکه قرار است این سنگ قبرهای گران قیمت را بر روی قبرهای خالی قرار دهیم؟

... و ما آن روز متفرق شدیم ولی عملکردهای بعدی برخی مسئولین نشان از تلاش در جهت مسکوت کردن این حادثه دارد

وقتی شیطنت حاج همت گل کرد...

در جبهه یک شرایطی پیش می آمد که بچه ها بی حوصله می شدند مثل عدم موفقیت در عملیات ، شهدا و مجروحین زیاد و ... در میان بیشتر از همه برای حفظ روحیه ی نیروها ، فرمانده هان احساس مسئولیت می کردند در این خاطره حاج همت خودش شخصا ً برای شاد کردن بچه ها اقدام کرده...


بچه ها کسل بودند و بی حوصله. حاجی سر در گوش یکی برده بود و زیر چشمی بقیه را می پایید.

انگار شیطنتش گل کرده بود.

به یاد شهید حاج همت

عراقی آمد تو و حاجی پشت سرش.

بچه ها دویدند دور آن ها.حاجی عراقی را سپرد به بچه ها و خودش رفت کنار.

آنها هم انگار دلشان می خواست عقده هاشان را سر یک نفر خالی کنند، ریختند سر عراقی و شروع کردند به مشت و لگد زدن به او.

حاجی هم هیچی نمی گفت.

فقط نگاه می کرد. یکی رفت تفنگش را آورد و گذاشت کنار سر عراقی.

عراقی رنگش پرید و زبان باز کرد که:" بابا، نکشید! من از خودتونم."

و شروع کرد تند تند، لباس هایی را که کش رفته بود کندن و غر زدن که: " حاجی جون، تو هم با این نقشه هات. نزدیک بود ما رو به کشتن بدی. حالا شبیه عراقی هاییم دلیل نمی شه که..."

بچه ها می خندیدند. حاجی هم می خندید

عمر

هنوز هم نمیدونم هر سالی که میگذره ، یکسال به عمرم اضافه میشه یا یکسال از عمرم کم میشه


هفت پلاک و یک مشت استخوان:

رفیعی با دست های خونی وارد سنگر شد. رنگم پرید. فکر کردم بلایی سر حمزوی آمده. از سنگر بیرون پریدم، دیدم او هم دستش خونی است.پرسیدم چی شده؟ گفتن برو عقب ماشین روا نگاه کن.

دیدم یه گونی عقب ماشینه. داخل گونی یه شهید بود که سر و پا نداشت، پیراهنی سفید تنش بود و دکمه یقه رو تا آخر بسته بود. بچه ها گفتن:"برای شستشوی بیل مکانیکی، جایی رو کندیم تا به آب برسیم. آب که زلال شد، دیدیم یک تکه لباس از زیر خاک بیرونه. کندیم تا به پیکر سالم شهید رسیدیم. خون تازه از حلقومش بیرون میزد! ما برای شستشوی بیل جایی رو انتخاب کرده بودیم که یقین داشتیم هیچ شهیدی اونجا نیست! اصلا اونجا اثری جنگ و خاکریز نبود."

دور تا دور منطقه را جست و جو کردیم، تا شاید شهید دیگه ای پیدا کنیم؛ اما خبری نبود.

خیلی وقتا خود شهدا به میدان می آمدن تا پیداشون کنیم.

رادیو روشن بود، گوینده از تشییع یک هزار شهید بر روی دست مردم تهران خبر می داد. شاید مادر این شهید، با دیدن تابوت های شهدا از خدا پسرش را خواسته بود و همان ساعت...

Kill the people of Bahrain

امان از شر زبان مردم ” از شیخ بهایی ”

آدمی اگر پيامبر هم باشد از زبان مردم آسوده نيست، زيرا :

اگر بسيار كار كند، می‌گويند احمق است !

اگر كم كار كند، می‌گويند تنبل است!

اگر بخشش كند، مي‌گويند افراط مي‌كند!

اگر جمعگرا باشد، می‌گويند بخيل است!

اگر ساكت و خاموش باشد می‌گويند لال است!!!

اگر زبان‌آوری كند، می‌گويند ورّاج و پرگوست ..!

اگر روزه برآرد و شب‌ها نماز بخواند می‌گويند رياكاراست!!!

و اگر نكند میگويند كافراست و بی‌دين …..!!!

لذا نبايد بر حمد و ثنای مردم اعتنا كرد

و جز ازخداوند نبايد ازكسی ترسيد.

پس آنچه باشید که دوست دارید.

شاد باشید ؛

مهم نیست که این شادی چگونه قضاوت شود

شهیدی که هادی بود ...

گروه کوله پشتی فخانیوز\ آنچه پیش روی شماست قسمت دوم از خاطرات شهید ابراهیم هادی است.

این شهید بزرگوار یک ورزشکار قوی بوده و بااخلاق خوبی که داشته باعث شد خیلی ها شیفته ی او گردند؛تا جایی که خدا هم خریدار او شد و به درجه رفیع شهادت نائل گشت...

ابراهیم هادی

پلاستیک به جای ساک ورزشی:

حدود سال 1354بود که مشغول تمرین بودیم که ابراهیم وارد سالن شد و یکی از دوستان هم بعد از او وارد سالن شد و بی مقدمه گفت: داداش ابراهیم ، تیپ وهیکلت خیلی جالب شده.وقتی داشتی تو راه می اومدی دوتا دختر پشت سرت بودن و مرتب از تو حرف می زدن،شلوار وپیراهن شیک که پوشیده بودی و از ساک ورزشی هم که دستت بود، کاملاً مشخص بود ورزشکاری.

ابراهیم با شنیدن این حرفها یک لحظه جاخورد. انگار توقع چنین حرفی را نداشت و خیلی توی فکر رفت.

ابراهیم از آن روز به بعد پیراهن بلند و شلوار گشاد می پوشید و هیچ وقت هم ساک ورزشی همراه نمی آورد و لباس هایش رو داخل کیسه پلاستیکی می ریخت.هر چند خیلی از بچه ها می گفتند : بابا تو دیگه چه جور آدمی هستی؟! ما باشگاه میائیم تا هیکل ورزشکاری پیدا کنیم و... ، تو با این هیکل روی فرم این چه لباس هایی است که می پوشی؟ ابراهیم هم به حرفهای اونها اهمیتی نمی داد و به دوستانش توصیه می کرد:اگر ورزش رو برای خدا انجام بدین عبادت است و اما اگر به هر نیت دیگری باشین ضرر خواهید کرد.

البته ابراهیم در جاهای مناسبی از توانمندی بدنی اش استفاده می کرد .مثلاً ابراهیم را دیده بودند در یک روز بارانی که آب در قسمتی از خیابان جمع شده بود و پیرمردها نمی توانستند از آن معبر رد شوند ، ابراهیم آنها را به کول می گرفت و از اون مسیر رد می کرد.

دزد خوش شانس:

عصر یک روز وقتی خواهر وشوهر خواهر ابراهیم به منزلشان آمده بودند هنوز دقایقی نگذ شته بود که از داخل کوچه سرو صدایی شنیده می شد.ابراهیم سریع از پنجره طبقه ی دوم نگاه کرد و دید شخصی موتور شوهر خواهرشان را برداشته و در حال فرار است.

ابراهیم سریع به سمت درب خانه آمد و دنبال دزد دوید و هنوز چند قدمی نرفته بود که یکی از بچه محل ها لگدی به موتور زد و آقا دزده با موتور به زمین خورد.تکه آهنی که روی زمین بود دست دزد را برید و خون هم جاری شد. ابراهیم به محض رسیدن نگاهی به چهره پراز ترس و دلهره دزد انداخت و بعد موتور را بلند کرد و گفت: سوار شو!

همان لحظه دزد را به درمانگاه برد و دست دزد را پانسمان کرد.

شهید ابراهیم هادی

کارهای ابراهیم خیلی عجیب بود و شب هم با هم به مسجد رفتند و بعد از نماز ابراهیم کلی با اون دزد صحبت کردو فهمید که آدم بیچاره ای است و از زور بیکاری از شهرستان به تهران آمده و دزدی کرده.

ابراهیم با چند تا از رفقا و نمازگزاران صحبت کرد و یه شغل مناسبی برای آن آقا فراهم کرد.مقداری هم پول از خودش به آن شخص داد و شب هم شام خورد و استراحت کردند.

صبح فردا خیلی از بچه ها به این کار ابراهیم اعتراض کردند.

ابراهیم هم جواب داده بود:مطمئن باشید اون آقا این برخورد را فراموش نمی کند و شک نکنید برخورد صحیح، همیشه کار سازه.

خوشرویی

یکی دیگه از رفتارهای عجیب ابراهیم این بود که داشتیم با موتور می رفتیم که موتور سواری جلوی ما پیچید وبا اینکه مقصر بود ،هو کرد و بی احترامی .من دوست داشتم ابراهیم با آن بدن قوی ای که داره پائین بیاید و جوابش را بدهد.ولی ابراهیم با آن لبخندی که به لب داشت در جواب عمل او گفت: سلام. خسته نباشید.

موتور سوار عصبانی یکدفعه جاخورد ... .

فرآوری و تلخیص: علی اصغر معبادی

گروه کوله پشتی فخانیوز* 

۵ عضو یک خانواده زنده زنده در آتش سوختند !! (+عکس)

ساعت هفت بعد از ظهر و نزدیک غروب روز شنبه بود، نمی‌شد راننده‌ای این صحنه را ببیند و ترمز نکند. حادثه آن قدر دلخراش بود که حس کنجکاوی هر رهگذری را تحریک می کرد. خودرو پراید آن چندان بین یک دستگاه پژو ۲۰۶ و تریلی گیر کرده بود که امکان جدایی نبود.

بقیه عکس ها در ادامه مطلب …

سخنان جالب در مورد مشائي از حجت السلام نبويان

سخنان جالب در مورد مشائي از حجت السلام نبويان

رهبر معظم انقلاب حضرت ايت الله خامنه اي در بياناتي فرمودند: " من به حول و قوه الهي تا من زنده هستم تا من مسئوليت دارم نخواهم گذاشت اين حرك عظيم ملت به سوي آرمان ها ذره اي منحرف شود"

مگر چه اتفاقي افتاده كه معظم له اينچنين در مورد انحراف سخن مي گويند ؟


البته نكته قابل توجه اينجاست كه مقام معظم رهبري مردم را به ارامش و عدم تاثير پذيري از رسانه هاي غرض ورز داخلي و خارجي دعوت نمودند كه البته اين كلام مانع از مقابله با انحرافات نميشود.
امت حزب الله نيز با هيچ حزب و گروه و فردي عقد اخوت نبسته و بارها اعلام كرده است خط مقدم جبهه امت حزب الله اسلام ناب محمد ، انديشه هاي حضرت امام خميني رحمه الله و منويات مقام معظم رهبري است . هر فردي و گروهي مقابل اين انديشه و حركت بايستد از امت حزب الله نيست و دچار انحراف شده است .

فتوکاتور های طنز داغ روز

سیاسیون

بازگشت احمدی ن‍ژاد به دولت

























 

 

ورزشی

 






















 

قدرت خدا و گنجاندن همه دنیا در میان تخم مرغ بدون هیچ تغییری ... خداشناسی



هشام بن حَكم از شاگردان زبردست و هوشمند امام صادق ـ علیه السّلام ـ بود، روزی یكی از منكران خدا به نام «عبدالله دَیصانی» با هشام ملاقات كرد و پرسید:
آیا تو خدا داری؟
هشام: آری.
عبدالله: آیا خدای تو قادر است؟
هشام: آری، هم توانا است و هم بر همه چیز مسلّط است.
عبدالله: آیا خدای تو می‌تواند همه دنیا را در میان تخم مرغ بگنجاند، بی‌آن‌كه دنیا كوچك شود، و درون تخم‌مرغ، وسیع گردد؟
هشام: برای پاسخ به این سؤال به من مهلت بده
عبدالله: یك سال به تو مهلت می‌دهم.
هشام، سوار شد و به حضور امام صادق ـ علیه السّلام ـ رسید، و عرض كرد: «ای فرزند رسول خدا، عبدالله دَیْصانی نزد من آمد و سؤالی از من كرد كه برای پاسخ به آن، تكیه‌گاهی جز خدا و شما كسی نیست».
امام: او چه سؤالی كرد؟
هشام: او گفت، آیا خدا قدرت دارد كه دنیا با آن وسعت را در درون تخم مرغ قرار دهد، بی‌آن‌كه دنیا را كوچك كند و تخم مرغ را بزرگ نماید؟
امام: ای هشام! تو دارای چند حسّ هستی؟
هشام: داری پنج حسّ هستم (بینائی، چشائی، شنوائی، بویائی و بساوائی (لامسه))
امام: كدام یك از این پنج حسّ، كوچك‌تر است؟
هشام: حسّ بینائی.
امام: اندازه وسیله بینائی (عدسی چشم) چقدر است؟
هشام: به اندازه یك عدس، یا كوچك‌تر از آن است.
امام: ای هشام! جلو و بالای سرت را نگاه كن، به من بگو چه می‌بینی؟
هشام نگاه كرد و گفت: «آسمان، زمین، خانه‌ها، كاخ‌ها، بیابان‌ها، كوه‌ها و نهرها را می‌نگرم».
امام: خدائی كه قادر است همه آن‌چه را با آن‌همه وسعت كه می‌بینی، در میان عدسی چشم تو قرار دهد، می‌تواند همه جهان را در درون تخم‌مرغ قرار دهد، بی‌آن‌كه جهان كوچك گردد و تخم مرغ بزرگ شود. در این هنگام، هشام خم شد و دست و پای امام صادق ـ علیه السّلام ـ را بوسید، و گفت: «ای پسر رسول خدا! همین پاسخ برای من بس است».
هشام به خانه خود بازگشت، فردای آن روز عبدالله نزد هشام آمد و گفت: من برای عرض سلام آمده‌ام نه برای گرفتن جواب آن سؤال.
هشام گفت: اگر جواب آن سؤال را می‌خواهی، این است جواب آن (سپس جواب امام را برای او بیان كرد)
عبدالله دیصانی (تصمیم گرفت شخصاً به حضور امام صادق ـ علیه السّلام ـ برسد و سؤالاتی را مطرح كند) به خانه امام صادق ـ علیه السّلام ـ رهسپار شد و اجازه ورود طلبید، به او اجازه داده شد، او به محضر آن حضرت رسید و نشست و گفت: «ای جعفر بن محمّد! مرا به معبودم راهنمائی كن.
امام: نامت چیست؟
عبدالله، بیرون رفت، نامش را نگفت، دوستانش با او گفتند: چرا نامت را نگفتی.
او جواب داد: اگر نامم را كه عبدالله (بنده خدا) است می‌گفتم، از من می‌پرسید: آن‌كه تو بنده او هستی كیست؟
دوستان عبدالله گفتند: نزد امام برگرد و بگو: «مرا به معبودم راهنمایی كن و از نامم مپرس».
عبدالله بازگشت و به امام صادق ـ علیه السّلام ـ عرض كرد: «مرا به معبودم راهنمائی كن و از نامم مپرس».
امام اشاره به جایی كرد و فرمود: در آن‌جا بنشین.
عبدالله نشست، در همین هنگام، یكی از كودكان امام كه تخم‌مرغی در دست داشت، و با آن بازی می‌كرد، به آن‌جا آمد، امام به كودك فرمود: «آن تخم مرغ را به من بده» كودك، تخم‌مرغ را به امام داد.
امام، آن را به‌دست گرفت و به عبدالله رو كرد و فرمود: «ای دَیصانی! این تخم را نگاه كن كه سنگری پوشیده است، دارای:
1ـ پوست كلفتی است.
2ـ زیر پوست كلفت، پوست نازكی قرار داد.
3ـ زیر آن پوست نازك، (مانند) نقره‌ای است روان (سفیده)
4ـ سپس طلائی است آب شده (زرده) كه نه طلای آب شده با آن نقره روان بیامیزد، و نه آن نقره روان با آن طلای روان مخلوط گردد، و به همین وضع باقی است، نه سامان دهنده‌ای از میان آن بیرون آمده كه بگویید: من آن را آن‌گونه ساخته‌ام، و نه تباه كننده‌ای از بیرون به درونش رفته، كه بگوید من آن را تباه ساختم، و روشن نیست كه برای تولید فرزند نر، درست شده یا برای تولید فرزند ماده، ناگاه پس از مدّتی شكافته می‌شود و پرنده‌ای مانند طاووس رنگارنگ، از آن بیرون می‌آید، آیا به نظر تو چنین تشكیلات (ظریفی) دارای تدبیر كننده‌ای نیست؟
عبدالله دیصانی در برابر این سؤال، مدّتی سر به زیر افكند، سپس (در حالی كه نور ایمان بر قلبش تابیده بود)سر بلند كرد و گفت: «گواهی می‌دهم كه معبودی جز خدای یكتا نیست و او یكتا و بی‌همتا است، و گواهی می‌دهم كه محمّد ـ صلّی الله علیه و آله ـ بنده و رسول خدا است، و تو امام و حجّت از طرف خدا بر مردم هستی، و من از عقیده باطل و كرده خود توبه كردم و پشیمان هستم».
-------------------------------------------


 

ثقه الاسلام کلینی-اصول کافی،ج1،ص79-80

عکس / درب خانه حضرت فاطمه(س)وعکس // ضریح و گنبد و بارگاه ائمه بقیع قبل از تخریب توسط وهابیون

 

تمامی تصاویر در ادامه ی مطلب

ادامه نوشته

نحوه ی قرار دادن مطلب با فونت دلخواهctr+z

سلام بر همگی

دوستانی که دوست دارند از فونت های متفاوتی برای قرار دادن مطلب در وب استفاده کنند.

ابتدا مطلب خود را در محیط افیس(word)تایپ کنید سپس فونت مورد نظر خود رو انتخاب کنید

در انتها متن خود رو کپی و در قسمت پست مطلب قرار دهید.

بعد از پیست بنا به تنظیمات اولیه به حالت اولیه و فونت پیش فرض بر می گردد

برای مشاهده فونت خود کافی است یک مرتبه ctr+z را فشار دهید.

 

مقایسه عروسی سلطنتی با وضع حجاب بازیگران ایرانی

متن این مطلب عینا مطابق با مطلب منبع می باشد.

رمز این مطلب طرح ص..... می باشد.

ادامه نوشته

کلیپ صوتی ولایت پذیری امام خامنه ایWMA

کلیپ صوتی:

نمونه ای از ولایت پذیری امام خامنه ای در سال 66-67

این کلیپ بی نظیر و پر شور

از امام خامنه ای را از دست ندهید

دانلود با حجم 1.5مگابایت.WMA

 

فوتبال بی اخلاق بود، بی غیرت هم شد

حال برخی مسئولین کشور را چه شده است که اینگونه هول کرده و ترس برشان داشته است و در قبال اخم رسانه های وهابی به خود لرزیده اند؟! آیا جریمه احتمالی AFC اینچنین ترس به اندامتان انداخته که وادار شده اید کشتار و جنایات رژیمهای خبیث آل سعود و آل خلیفه ملعون را نادیده بگیرید؟!

به گزارش "بیداری اسلامی"، فوتبال کشور ما همواره با صحنه های جنجالی ناپسند و بداخلاقی های متعددی روبرو بوده است. از صحنه های زشت و زننده ای چون اعتراضات بیجای بازیکنان، مربیان و  کادر فنی تیمها به داور مسابقه گرفته تا تخریب اموال بیت المال توسط برخی تماشاگرنماها و درگیری بازیکنان و تماشاگران طرفدار دو تیم رقیب با یکدیگر، امّا این قضایا و اتفاقات ناپسند به هیچ وجه سیمای تمام نمای فوتبال کشور عزیزمان نبوده است بلکه در بسیاری از موارد نیز رفتارها و عملکردهای زیبایی از بازیکنان و تماشاگران و کادر فنی تیمها صورت گرفته است، که تقدیر و تحسین همگان را به همراه داشته است.


در حالیکه همواره مسئولین حراست و نظم و امنیت ورزشگاه آزادی در قبال بسیاری از بداخلاقی های دور از شان ایران و ایرانی در حین برگزاری مسابقات ورزشی سکوت کرده اند و نهایت صبر و بردباری را از خود به نمایش گذارده اند و سایر مسئولین مربوطه نیز با لطائف الحیلی ، خطاهای بزرگ برخی بداخلاقان و هنجارشکنان در عرصه ورزش و فرهنگ کشور را لاپوشی کرده و با مصاحبه های مختلف سعی در توجیه و انکار وقوع چنین رفتارهایی در میادین ورزشی شده اند، دیروز در ورزشگاه آزادی تهران اتفاقاتی رخ داد که متاسفانه دل هر منصف و مسلمانی را به درد آورد .



جوانان انقلابی که از جنایات و خیانتهای رژیم آل سعود و آل خلیفه علیه مردم و شیعیان مظلوم بحرین و سکوت معنادار جوامع بین اللملی به تنگ آمده بودند، برای نشان دادن اوج خشم و نفرت خویش از این دو رژیم خبیث و اعتراض به رفتارهای دوگانه و متناقض جوامع بین اللملی در قبال کشتار مسلمانان مظلوم بحرین، از سراسر ایران اسلامی خود را به ورزشگاه آزادی رسانده بودند امّا در عین ناباوری نه تنها با ممانعت انتقال دست نوشته‌ها و پرچم های خود به داخل ورزشگاه مواجه شدند بلکه در کمال تاسف زمانیکه شعارهایی در دفاع از مردم مظلوم بحرین سر می دادند با رفتار خشن و ضرب و شتم نیروهای ناجا روبرو شدند.



این اتفاقات در حالی رخ می دهد که به قطع اگر رژیم‌هایی چون عربستان سعودی از چنین جوانان پرشور و سرزنده ای در حمایت از سیاست‌های کلان خویش برخوردار بودند، خود آنها را برای تحقق اهدافشان بسیج می کردند و نه تنها با چنین رفتارهای زشت و زننده ای  قلب آنها به درد نمی آوردند و موجب سرخوردگی آنان نمی گشتند بلکه از امکانات و بلندگوهای خاص عربی نیز بهره مندشان می‌کردند تا صدایشان را رساتر به گوش جهانیان برسانند و برد تبلیغاتی بیشتری عائدشان گردد.



حال برخی مسئولین کشور را چه شده است که اینگونه هول کرده و ترس سراسر وجودشان را فرا گرفته است و در قبال اخم رسانه های وهابی به خود لرزیده اند؟! آیا جریمه احتمالی AFC اینچنین ترس به اندامتان انداخته که وادار شده اید کشتار و جنایات رژیمهای خبیث آل سعود و آل خلیفه ملعون را نادیده بگیرید؟!
آیا ورزش در ایران باید همچون ورزش کفار و مستکبران صرفا به بعد اقتصادی و قهرمانی آن اکتفا شود؟! آیا ابراز همدردی با کشتار مسلمانان مظلوم بحرین و شکنجه و آزار آنها توسط رژیم‌های نامشروع منطقه با حمایت استکبار جهانی، آنچنان جرم بزرگی است که نیروهای نظامی و امنیتی مجبور گشته تا چنین برخورد خشن و شدیدی از خود بروز دهند؟! آیا زمین سبزتان از خاک آغشته به خون بی پناهان شیعه بحرین مقدس تر است که شما را چنین به خشم آورده است؟!
آیا برچیده نشدن تور دروازه‌هایتان و از بین نرفتن حیثت فوتبالیتان آنهم در انظار دشمنان مظلومین و مستضعفین عالم، بر دفاع از حرمت ناموس و جان و شرف مسلمان انقلابی ارزنده‌تر است، که کوچکترین مدارایی از خود نشان ندادید؟! 







امّا در این میان درود و سلام خدا و بندگان مخلص حق بر تمام جوانان ورزش دوستی که برای تسلای دل مادر سادات و حمایت از مظلومین بحرین از راه دور و نزدیک به ورزشگاه آمده بودند تا بر گرد لولوی ایمان و تقوایشان طواف کنند و تور دروازه شیاطین را با توپ خشم حیدری خویش پاره نمایند، اگرچه رسم روزگار بیش از این رخصتشان نداد.



و درود و سلام بر بازیکن حماسه آفرین تیم پرسپولیس که بعد از هنرنمایی و لرزه انداختن بر تور دروازه دوستداران شیطان ، نام زیبای زهرای مرضیه (س) را که رمز عزت ، افتخار و پیروزی شیعیان در تمامی میادین می‌باشد را به رخ جهانیان کشاند تا شاید بیاموزند آنانکه بر لوح  " یا زهرا" ی سینه عشاق بانوی بی‌حرم اهانت نمودند، و به احترام این رفتار انقلابی از اظهار گله از لیدرهای تیم پرسپولیس که به جوانان انقلابی حمله کردنددر می‌گذریم.



البته جای هیچ گلایه و شکوایه‌ای از سانسور حماسه حضور جوانان انقلابی در رسانه ملی نداشته و نداریم زیرا که صدا و سیما با پخش سریال طنزش در ایام فاطمیه، اوج بصیرت و فاطمی بودن خویش را به معرض نمایش گذاشته است.



در پایان یک نکته قابل تامل است و آن اینکه اگر برخوردی که با جوانان انقلابی حاضر در میدان لولوی آزادی شد، احیانا با اراذل و اوباش یا بی‌حجابان و هنجارشکنان فرهنگی و اجتماعی و مزاحمین نوامیس و امنیت مردم صورت می‌گرفت، بدنبال آن چه غوغا و هیاهویی توسط رسانه‌های غربی و بعضا داخلی به راه می‌افتاد؟!
آیا رضایت دشمنان اسلام و انقلاب از برخورد و رفتار زننده دیروز نیروهای نظامی و امنیتی در ورزشگاه آزادی، می‌تواند معیاری برای سنجش درست و یا اشتباه بودن عملکردشان باشد؟ پس جا دارد مسئولین محترم ناجا در این زمینه تامل بیشتر نمایند و خدایی نکرده با برخوردهای نسنجیده عده‌ای از پرسنل خود، موجب شادی و تحقق اهداف دشمنان نشوند.
 و جا دارد این موضوع توسط نمایندگان ملت در مجلس شورای اسلامی پیگیری شود تا دیگر شاهد چنین رفتارهای زشت و زننده ای در ام‌القرای جهان اسلام نباشیم و اینگونه اوامر منجر به دلزدگی و بی‌تفاوتی جوانان پر شور و با بصیرت ایران اسلامی نگردد.


منبع:بی باک